ازطرف بهرادی که هستی اش را به مرگ بخشید. 
"من از زندگی متنفرم، زندگی بی رحم است،
زندگی آدم را توی آب نمک مرگ می خواباند...
زندگی منتظر است تا ما یک ماه اجاره زیست نپردازیم
تا جل و پلاس تنفسمان را توی کوچه ی خداحافظی بریزد!
زندگی هر انچه را که میدهد ناجوانمردانه پس میگیرد
زندگی هر شب دمه گوش مرگ چیزی پچ پچ میکند...!!"